تبليغاتX
فرزند آزادی

قدرت تحلیل مردم....(انسان ایرانی را باید باور کنیم)

شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391
این‌که چنین درصد بالایی از مردم یک روز جمعه و تعطیل پای صندوق رأی می‌آیند، حاکی از عقلانیت حاکم بر این کار است. صدق این تحلیل زمانی بارز‌تر می‌شود که تمام گزینه‌های رسانه‌ای درصدد بودند به نوعی مردم را از رفتن پای صندوق‌های رأی منصرف کنند. این اتفاقات در تاریخ انقلاب ما واقعاً چیز جدیدی نیست؛ ۲۲ بهمن، ۹ دی و… . گاهی می‌گویم واقعاً نظام ما عجب ریسکی می‌کند که هر دفعه خود را در معرض رأی مردم قرار می‌دهد؛ آن هم در تعطیلات که بهترین روز برای استراحت و خوش‌گذرانی من با خانواده و پرکردن اوقات فراغتم محسوب می‌شود.

وقتی تمام این‌ها را کنار هم قرار می‌دهیم، درمی‌یابیم که فهمی بر این کنش‌ها استوار است که چنین هزینه‌ای صورت می‌گیرد و فرد می‌آید پای صندوق رأی. تلقی بنده این است که حتماً یک تحلیل و بصیرتی در مردم وجود دارد که البته مقولهٔ عجیب و غریبی نیست، بلکه مبتنی بر بصیرت دینی است. مردم در واقع فضا و شیطنت‌های خارجی را می‌فه‌مند و احساس می‌کنند که با وجود تمام مسائل و مشکلات، باید از این نظام دفاع کنند؛ نظامی که باورهای مردم را تولید و از آن‌ها حمایت می‌کند. 

این امر هنگامی اتفاق خواهد افتاد که شما بن‌انگاره‌های نظام معرفتی را که بر اساس آن تأمل و اندیشه می‌کنید، به چالش بکشید. در هر حال فرصت بسیار خوبی است. سی‌ سال است که فرصت برای بازنگری و باز‌اندیشی و تأمل در بن‌انگاره‌های نظام سکولاریستی و غربی فراهم آمده است، اما هیچ‌گاه از این‌ها استفادهٔ چندانی نکرده‌ایم. این علوم اجتماعی هر بار که وقایعی در ایران حادث می‌شود، به نوعی به چالش کشیده می‌شود و نشان می‌دهد که لباسش برازندهٔ قامت ایرانیان نیست. با این حال باز هم در اتفاق بعدی که رخ می‌‌دهد، سعی می‌کنیم دوباره‌‌ همان لباس را به تن جامعه بپوشانیم. اساساً ما عادت به فرصت‌سوزی کرده‌ایم و هنوز هم برخی از ما متوهم هستیم و لذا امیدوارم این انتخابات فرصتی بوده باشد برای توهم‌زدایی.

هستی انقلاب ایران و جامعهٔ پساانقلابی ما چیزی جز دین نیست. لذا ملت ما هرگاه احساس کرده دین به خطر افتاده، با تمام مشکلاتی که داشته و دارد، همچنان به صحنه آمده و خودش را نشان داده است. به نظر بنده بر اساس الگوهای سکولاریستی نمی‌توان به فهم دقیقی از علل این مشارکت رسید.

حتی انتخابات منطقه هم می‌تواند این فرصت را برای ما فراهم کند. اگر دقیق نگاه کنیم، درخواهیم یافت که انتخابات اخیر منطقه نیز محاسبات غربی‌ها و انگاره‌های علوم اجتماعی غربی را به چالش کشیده و فهم دیگری از روند تحولات ارائه داده است. یقیناً این توهم‌زدایی باید صورت بگیرد و این فرصت بسیار خوب را فراهم آورد که ابعاد قضیه کنکاش شود. هر یک از این اتفاقات فرصت خوبی است که پارادایم مسلط را به چالش بکشد و امیدوارم ما به‌سادگی از این فرصت‌ها نگذریم. منظورم از «ما» افراد آکادمیک و نیز سیاستمداران است.

ما باید دنبال نوعی از علوم اجتماعی باشیم که اقتضائات بومی ما را درک کند و یک فهم درست از جامعه به ما بدهد، نه این‌که تنها یک فهم معیوبی به ما بدهد. در خود غرب هم اگر فهم معیوبی شکل می‌گرفت، واقعاً این‌قدر رشد و نمو پیدا می‌کرد؟ رشد و نمو علوم اجتماعی در غرب در جهت سازگاری آن با انسان غربی است. انسان ایرانی را باید باور کنیم، زیرا انسان متفاوتی است یا حداقل وجوهات کلیدی متفاوتی دارد. فلسفهٔ تاریخی ما فلسفهٔ تاریخی متفاوتی است. روند تحولات تاریخی ما نیز روند متفاوتی است. اگر این مؤلفه‌ها را در نظر بگیریم، فرصت بسیار مناسبی برای توهم‌زدایی از تحلیل جامعهٔ ایرانی پدید آورده‌ایم.                                                                                    

نوشته شده توسط:رضا واعظی راد| مورخه :شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 | 12:0 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: |

ما به چه کسانی رای نمی دهیم!

سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391
ما با افتخار رای می دهیم اما

ما به ناکثین ، مارقین ، قاسطین ، تاجرین و ساکتین فتنه رأی نمی دهیم .
ما به چراغ خاموش و موتور روشن ، مهره سیاه و سفید رأی نمی دهیم .
ما به زر و زور و تزویر رأی نمی دهیم .
ما به باندهای قدرت و ثروت رأی نمی دهیم.
ما به شام ، ناهار ، گوشت ، برنج ، سیم کارت و چیپس و پفک رأی نمی دهیم .
ما به وحدت به هر قیمتی رأی نمی دهیم .
ما به نمایندگانی که پیشاپیش به موسوی تبریک گفتند رأی نمی دهیم .
ما به نمایندگانی که پنهانی به دیدار خاتمی رفتند رأی نمی دهیم .
ما به نمایندگانی که بیانیه اعلام برائت از سران فتنه را امضا نکردند رأی نمی دهیم .
ما به سانسور کنندگان گزارش کمیسیون امنیت و اصل 90 مجلس در مورد فتنه 88 رأی نمی دهیم .  ما به نمایندگانی که گفتند ما مواضع ضد نظام از خاتمی ندیدیم رأی نمیدهیم .
ما به نمایندگانی که از گفتن واژه فتنه شرم داشتند رأی نمی دهیم .
ما به نمایندگانی که در اعتراض به رئیس جمهور شروع به «دو دو » کردن نمودند و قبح توهین را شکستند رأی نمی دهیم .
ما به نمایندگانی که زمان شناس نبودند در زمانی که رئیس جمهور در سازمان ملل از دیپلماسی ایران دفاع می کرد ، طرح سوال و استیضاح از رئیس جمهور را مطرح کردند و همه چیز را به حاشیه بردند رأی نمی دهیم.
ما به نمایندگانی که با شبکه العربیه بخوانید صدای اسرائیل مصاحبه کردند و گفتند که مشارکت مردم در انتخابات مجلس در تهران 18 تا 20 درصد است رأی نمی دهیم .
ما به کسانی که در صدد حذف نام خیابان خالد اسلامبولی بودند رأی نمی دهیم .
ما به نمایندگانی که در تریبون مقدس مجلس به دیگر نمایندگان فحاشی کردن رأی نمی دهیم .
   

ما به کسانی که در رسانه های  شان به خادم جمهور توهین می کنند رای نمی دهیم.

ما به نمایندگانی که به دنبال باج گرفتن از وزرای دولت خدمت گذار هستند رای نمی دهیم .....                                                  

نوشته شده توسط:رضا واعظی راد| مورخه :سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 | 23:3 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: |

انقلاب مفهومی"جامعه نه! امت آری"

شنبه نوزدهم فروردین 1391
اسلام زمانی که به یثرب می‌رود به مدینه الرسول تبدیل می‌شود، یعنی اولین انقلاب مفهومی اینجا اتفاق می‌افتد، که بعدها «الرسول» هم حذف می‌شود؛ بدین معنا شهر حول محور یک انسان و پیامبر شکل می‌گیرد و مدنیت اسلام بر محور پیامبر و ولایت و امامت شکل می‌گیرد.

بعدها هم این قضیه در نجف حول محور امام علی(ع) شکل می‌گیرد، یا مشهد ابتدا «سناباد» بوده که مشهدالرضا نام می‌گیرد و حول محور این امام مشهد شکل می‌گیرد، و این یک بنیان  اساسی است که شهر حول محور یک شخص شکل می‌گیرد نه حول یک اقتصاد.

 این نظریه وضع اسلام را با آن چیزی که در یونان یا جاهای دیگربوده عوض می‌کند چون جامعه که ما آن را امت می‌نامیم حول محور امام شکل می‌گیرد که دقیقاً متفاوت از جامعه و سوسایتی است.

جامعه به معنای سوسایتی در اسلام وجود ندارد، برای همین شهرهای امروزی ما جامع نیست، شهر در اسلام مظهر امت است و جالب است که ‌ام القرا از همین جا نشأت می‌گیرد.

 پیامبر هیچ وقت به مکه بازنگشتند یعنی در همان مدینه زندگی مسلمانان شکل گرفت و در همان جا هم به خاک سپرده شدند و مدینه در مقابل مکه قرار گرفت. حالا همین مدینه الرسول بعد از سقیفه تبدیل به خلافت می‌شود و با کنار رفتن امام و امت، خلافت مظهر سوسایتی و جامعه شد و خلیفه دوم سوسایتی را شکل داد.

ویژگی سوسایتی این است که به معنویت جامعه کم توجه است و بر آن مبنا که انسان کامل مظهر جامعه باشد قرار نمی‌گیرد لذا خلیفه دوم خلیفه زاهد بود و زهد هم یک بحث سوسیالیستی است؛ مثلاً لنین یک خانه کوچک در کاخ کرملین داشت که با زن و گربه‌اش زندگی می‌کرد و خیلی زندگی ساده‌ای دارد، استالین هم تا حدی اینگونه است که نشان می‌دهد این افراد هم زندگی زاهدانه‌ای داشته‌اند.

از اینجا تحول مفهومی رخ می‌دهد که تحول بزرگی است بعداً هم قرار بود خلیفه سوم همان راه را ادامه بدهد و گفتند به قرآن و سیره شیخین عمل کند ولی عثمان این روش را کنار گذاشت و برای همین هم کشته شد. چون به تجمل‌گرایی حکومتی روی آورد.

بعد که امیرالمؤمنین(ع) سر کار می‌آیند ایشان برای بازگشت زندگی مردم به ساختار امام و امت تلاش می‌کنند و اینجاست که امام علی(ع) دچار موانع و مشکلاتی شده و سیره شیخین و بخصوص عثمان عاملی علیه امیرالمؤمنین(ع) می‌شوند و عثمانی‌ها به وجود می‌آیند؛ حتی می‌گویند باید انتقام خون عثمان را از حضرت علی(ع) گرفت !

به هر حال امام علی(ع) می‌خواهد بحث را به امام و امت تبدیل کند ولی چون در مدینه چنین فضایی وجود ندارد ایشان از مدینه خارج شده و به شهری مثل کوفه وارد می‌شوند که با شهادت ایشان نجف حول محور حضرت علی(ع) شکل می‌گیرد. در بحث زهد یا عرفان،‌ اگر مثل خلیفه دوم عمل بشود، سوسایتی به همان معنای مدنیت که متعلق به سوسیالیست‌هاست به وجود می‌آید؛ اصلاً جامعه مدنی از سوسیالیست‌ها به وجود آمده و وابسته به تفکر چپ است.

شهری که در غرب گفته می‌شود شهر فلسفی است نه عرفانی؛ و این شهر فلسفه یک حالت سوسیالیستی و غیر دینی و حتی ضد دینی دارد و معنویت در آن نیست چون شهر یعنی بی‌معنا. اما روستا یعنی با معنا این است که جامعه مدنی با معنا مخالف است و با فلسفه، مفهوم، ‌توافق جمعی و غیره موافق است اما در شیعه ما امت داریم و جامعه هم هیچ وقت امت نخواهد شد.

منبع:اینجا 

نوشته شده توسط:رضا واعظی راد| مورخه :شنبه نوزدهم فروردین 1391 | 20:43 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: |

حول حالنا

جمعه بیست و ششم اسفند 1390
{{وغم اشاره  محوی ست به "رد"وحدت اشیا.}}(1)

***********************************************************

حالا روزها به نفرین هزاران ساله ی عمر
تن می دهیم
وشبها
زیر فانوس بی فروغ خانه
درانتظارمعجزه های کوچک می نشینیم
واوقات فراغت خود را وقف گریه های بی حاصل می کنیم
در اینجا سالهاست
که دیگر واژها سخن نمی گویند
بانو
گریه تقدیرما نبود
تو
زودسفرکردی

***
ای کاش
آنقدرفقیر نبودیم
تا برای پایمال شدن
چیزی بجز قلبهامان را                                                                                                                                                تقدیم سرنوشت می کردیم

***
زندگی
 تنها
ترنم محزون دخترکان معصومی است
که پیش چشمان حریص آینه تکثیر می شوند
نه عزیز!
به فکرلالایی برای این شب های غصه دار نباش
فقط بیا کنار بهت این پنجره تب دارقسم بخوریم
که هرشب
برای دوری واژهای غریب
پنهانی
دعای بوسه بفرستیم.

***
می بینی عروسک
وقتی فاتحه خان مزار قاصدک های بی نشان
بادهای توفان زا باشند
باید همه ی رویاها را به توالی بی وقفه سکوت سپرد
وآهسته از میان کوچه  گذر کرد

ورفت
آن روز که این جماعت عجیب
بی هیچ دغدغه ای ترانه ی کودکی را دفن می کردند
کسی بیاد نیاورد
که اولین گناه آدمی
فراموش کردن چند واژه ی ساده بود
نمی دانم عروسک!
می ترسم خلقت آدمی هم
بعدها یک شکست عاشقانه
در کتاب خاطرات مخدوش زمان تلقی گردد

***

روح نواز(شیطان نامه های عاشقانه خداوند را دزدیده است!)

 

******************************************************************

۱-سهراب سپهری---"رد":به معنای "جای پا"  و"غم": حالت درک وبیان  واشاره ایست به جدا افتادگی یا فاصله  که  اینجا کلمه "رد"ایهام دارد از حذف

 

نوشته شده توسط:رضا واعظی راد| مورخه :جمعه بیست و ششم اسفند 1390 | 18:43 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: |

جغرافیای معرفتی و نوآوری؟!

پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390
 
هرچند این مقاله روشنگر خیلی از گره های کور بافته شده از سوی عده ای قبیله گرا وافراطی است اما برای باز تر شدن واستفاده
از دوستان عزیز خواهشمند است پس از خواند این مطلب برداشت ونظر خود را درمورد طرح "مکتب ایرانی" وجنجالهای پردامنه آن بیان کنند.
جغرافیای معرفتی و نوآوری

1. جغرافیای معرفتی را اگر (تعامل شناخت و جغرافیا) یا (پرا کنش معرفتی) را با توجه به جغرافیا بدانیم، در دنیای امروز کمتر مورد بحث قرار گرفته و آنچه مطرح شده فقط (جغرافیای فرهنگی) است و سعی می کنند در همان جغرافیای فرهنگی به چارچوب شناختی داخل یک فرهنگ پرداخته شود، چرا که متن و بطن فرهنگ، (شناخت و اپیستمه)آن می باشد.

2. آنچه سبب فرار از جغرافیای معرفتی شد، بهانه استفاده (حکومت فاشیسم) از آن بود که برای جلوگیری از فاشیسم بایستی از رابطه شناخت، جغرافیا و مطالعه آن دوری کرد. ((انقلاب معرفتی) که بعد ازجنگ جهانی دوم در جهان رخ داده بسیار قابل مطالعه است)، چرا که (ملی گرایی شناختی و نژادی) رخ می دهد و جغرافیای فرهنگی نیزیک علم حاشیه ای در جهان امروز است.

3. سرمایه داری که به دنبال جهانی شدن بود، جغرافیای معرفتی رانادیده گرفت و فقط بر (جغرافیای جهانی) تأکید می کرد و این در کلیه (دانش های سرمایه داری) سریان دارد، مثل اقتصاد جهانی و تاریخ جهانی و... و همه اینها را در یک جغرافیای معرفتی جهانی ترسیم کرد.(کشف جغرافیاهای معرفتی درون ساختاری جهانی یا جغرافیاهای خردجهانی)، ما را به طرف نادیده های جهانی هدایت می کند.

4. از نادیده های معرفتی جغرافیای جهانی، (جغرافیای معرفتی شرق وغرب) است که در طول تاریخ تا حال در حال جابجایی است، یعنی گاهی شرق در غرب نفوذ می کند و گاهی غرب در شرق و تاریخ وجغرافیای معرفتی تمدن های متأخر جهانی یا تمدن های تاریخی (بعداز اختراع خط)، ناشی از این دو می باشد، کافی است با این دیدگاه به مطالعه جهان تاریخی پرداخت.

5. (جغرافیای معرفتی غرب با یهود) شروع می شود، بعد از حمله بخت النصر به فلسطین و مهاجرت اجباری یهود به بابل، و نجات آنها توسطکورش و سپس (مهاجرت سه گانه یهود به ایران و یونان و فلسطین)،تاریخ معرفتی جهان جدید را شکل داد که مهم ترین آنها مهاجرت یهودبه یونان و به وجود آوردن زبان یونانی در پناه زبان عبری (گادامر در آغازفلسفه) است که (آغاز جغرافیای معرفتی غرب) می باشد که با فلسفه براساس (اسطوره و انسان های خدانما)، شروع می شود.

6. شرق که از هند شروع می شود و ریشه در اشراق و گرمای خورشیدی استوایی هند دارد که سراسر (هیجان و تحرک و عشق و شور) است،پس احساس محور اساسی شرق را تشکیل می دهد و زمانی که شرق به ایران می آید ایرانی که فرهنگ یهود را نیز در خود دارد، (شرق و یهود)در ایران ترکیب می شود و ایران (سنتز شرق و یهود) انجام می دهد.

7. انقلاب معرفتی جهانی در ایران رخ می دهد و آن با رهایی از (شرک طبیعت گرای شرقی) به (خداوند واحد) می رسد. (از میترائیسم به زرتشت) و این انقلاب معرفتی به بشر (قدرت اندیشیدن انتزاعی) هدیه کرد، پس بنیان گذار (فلسفه توحیدی) که نام (عرفان) دارد، به عهده ایرانیان بوده است و از اینجاست که فلسفه غرب یونانی شرکی با فلسفه ایرانی توحیدی، رقابت می کند که جنگ های ایران و یونان را تشکیل می دهد.

8. جنگ های ایران و یونان (جغرافیای تاریخی تبادل معرفتی شرق وغرب) می باشد که در نهایت نفوذ خشایار به یونان نفوذ شرق به غرب ونفوذ اسکندر به ایران و آسیا، نفوذ غرب به شرق را شکل داد و بعد ازفرآیند تشکیل روم شرقی، نفوذ غرب، غرب به شرق بود (یهودی قدرت مستقر در حکومت روم بودند) ظهور اسلام و عقب نشینی روم شرقی به روم غربی یک نوع تسلط شرق بود.

9. تسلط اسلام بر خاورمیانه و ایران، عقب نشینی غرب به گونه ای اساسی بود که (جنگ های صلیبی و سپس جنگ مغول) (که بی ربط به جنگ های صلیبی) برای به دست آوردن نفوذ غرب به شرق و خاورمیانه بود. با جنگ های صلیبی بود که روم غربی سعی در شکل گرفتن به عنوان غرب بود; به گونه ای تا زمان هیتلر بارها سعی در تشکیل (امپراطوری روم) (به عنوان شارلمانی یا اتریش و یا پروس یا اسپانیاو...) کردند، ولی آنچه به عنوان غرب در زمان فعلی شکل گرفته از زمان جنگ های صلیبی بود.

10. فرآیند شکل گیری غرب تا امروز در غرب ادامه دارد که سراسرتعارض درونی برای کشورهای اروپایی بوده است ; به علت آنکه مسیحیت مظهر شرقی در اروپا و یهودیت مظهر غربی در اروپا و جنگ معرفتی یهودیت و مسیحیت در غرب وجود دارد، که گاهی به خشونت نیزکشانده شده است که هنوز ادامه دارد و (تفسیر غربی مسیحیت یا تفسیریهودی مسیحیت); یعنی (پروتستانتیزیم) نیز نتوانست غربی شدن اروپا را تسریع کند; به عبارت دیگر تمامی تولیدات معرفتی در اروپا یا(مسیحی و شرقی) است یا (یهودی و غربی) و مکاتب فلسفی غرب یایهودی است و غربی یا مسیحی است و شرقی.

11. هیتلر انقلاب مسیحی علیه یهودی بود یا هویت شرقی مسیحی آلمان در برابر غربی سازی بود. نمادهای او شرقی است (مثل صلیب شکسته یا چلیپا که ریشه در ایران و چین دارد) بعد از شکست هیتلر(فرآیند غربی سازی آلمان) شروع شد که نام (پیش به سوی غربی شدن) نام گرفت و کتاب های متعدد برای این امر در آلمان نوشته شد وتأسیس (اسرائیل) در خاورمیانه بعد از جنگ جهانی دوم برای نفوذغرب در شرق بعد از جنگ های صلیبی بود.

12. غرب امروز در انگلوساکسون ها تجلی یافته است و کشورهای اروپای متصل (فرانسه و آلمان و...) در حال بالانس و موازنه بین شرق وغرب می باشند و بلند شدن ندای (پسا مدرنیسم) در فرانسه و (عقل میان فرهنگی) در آلمان، یک نوع شرق گرایی در مقابل (مدرنیسم یاغرب گرایی) بود که بعد از پنجاه سال غربی سازی آلمان و فرانسه ازطرف امریکا بود و برگشت آنها و تکیه آنها بر روسیه می تواند مقدمه ای برای شرق گرایی آنها باشد.

13. ایدئولوژی غرب گرایی در جهان امروز جهانی شدن می باشد که توسط انگلوساکسون ها مطرح می شود و سعی در غربی ساختن جهان دارند که رهبری این ایدئولوژی و ساختار آن به عهده یهودیت جهانی است و مقاومت در برابر این جهانی سازی توسط (کشورهای شرق وشرق گرا) صورت می گیرد، مثل آلمان و فرانسه و روسیه و خاورمیانه نقش استراتژیک در این فرآیندها دارند، مثل اینکه ترکیه با شرقی بودنش وارد اتحادیه اروپا شود یا خیر یا اتحادیه اروپا یک اتحادیه غربی بماند و اتحادیه کشورهای مدیترانه یک اتحادیه شرقی اروپایی ـآسیایی باشد، آیا اسرائیل وارد اتحادیه اروپا شود یا خیر و... اینهاسئوالاتی برای (آینده شرق و غربی بودن) خاورمیانه و جهان می باشد.

14. (ایران) به عنوان کشوری که (غربی بودن و شرقی بودن) را درخود جمع کرده و آن نیز باز تولید کرده است، می تواند رهبری جهانی آینده را به عهده گیرد، چرا که زمانه ما (زمانه میان فرهنگی) است و(ایران قهرمان) فرآیندهای میان فرهنگی است و با پشتوانه عرفانی شیعی که بوی، شرقی دارد و با پشتوانه فلسفی خود که بوی غربی دارد،می تواند (رهبری فکری جهان) را ترسیم کند و شاید این همان رمزوعده ایرانشناسان بزرگ الکساندر پوپ و ریچارد فرای و... باشد و شایدعلت مخالفت امریکا به عنوان مرکز غرب گرایی جهانی با ایران درتمامی سطوح، همین نکته باشد

  
 هفته نامه  پگاه حوزه/۱۳۸۷
--------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن:هرچند شخصا با طرح مساله مکتب ایران توسط مسولین اجرایی  چندان موافق نبوده ونیستم وبهتر بود این مساله در محافل آکادمیک  واندیشگی یا دفابر استراتژیک مطرح .پخته وسپس  منتشر یا اجرا میشد تا اینگونه حساسیت وجنجال علیه خدمتگذاران  جمهورمردم شکل نمی گرفت  هرچند با منطق این حضرات باید به واژهایی مثل  ایران"ام القرای جهان اسلام "و"قم ..." را نیز مستثنی نکرد!!
پ.ن۲:ا سخن شهید مرتضی آوینی است که میفرماید: تفکر ایرانی بلند مرتبه است. من هویت ایرانی را عین هویت اسلام میدانم و معتقدم تقربی که ما به دین پیدا کرده ایم به این هویت ملی وابسته است و اگر این هویت ایرانی و ملی نبود، یا مثلا هویت دیگری داشتیم، این تقرب و این دین پیدا نمی شد
نوشته شده توسط:رضا واعظی راد| مورخه :پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 | 15:35 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: |

" مسیح را مسیحیان به صلیب نکشیدند"!

سه شنبه نهم اسفند 1390

وقتی می بینم کسانی که همه وجهه سیاسی اجتماعی خود را  دقیقا در دورانی که کسی جرات دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی۵۷ رانداشت! مدیون باز تولید گفتمان امام توسط "خادم جمهور" هستند !  و حالا چه سخاوتمندانه حیثیت.آبرو و تن رنجور فرزند ملت را بر صلیت "زر وزور وتزویر" شهر به شهر دوره گرفنه اند و از" خیانتها وخباثتها و جنایتهای" خویش تاجی  "گل نما"ساخته اند......!!و سوار بر مرکب کبروخودخواهی بر جناره" آرائ موثرفقرا"  و"جمهور مردم" می تازند!!! ودر جبهه های نظارتی بد اخلاق. تنگ چشم و خودجوشی!! که با" غربالی ریز بافت" تشکیل شده است .همه آنچه را بر خلاف "آیات مقدس" آیت ا... فلان وبهمان...در معدود ومحدود نشریات یا سخنرانیها گفته می شود. حتی نشنیده ونسنجیده.بیخته سرکوب واستهزا می کنند که "انحرافی است"."به متون آیت ا...فلان ارجاع داده نشده""لحن انحرافی دارد!!                          این جبهه ها در محافل دانشگاهی ومطبوعاتی ورسانه ای چنان بسته عمل می کنند که بجز وفا داری بی قید وشرط به آنچه در "زبانی خاص" معمول است چیزی را نمی پذیرند.واگر معیار یک داوری انحرافی! همانا قضاوت جانبدارنه بدور از انصاف باشد علی رغم مخالفت ایشان با انحراف! از قضا انحرافی ترین لحن را در نگاشته ها وبافته های همینان باید سراغ گرفت.                                                                                                                                                                        رروزی شریعتی وآل احمد در برابر پدر خواندگان روشنفکری قیام کردند اما تا هم امروز به قبر ایشان سنگ می زنند که چرا سنتهای جاری روشنفکری وسیطره لیبرالی حاکم را زیر سوال بردید؟! وامروز الیگارشی قدرت وثروت"پدر خواندگان سنت وتحجر " اشراف و تجدد" علیه خادم جمهور!!!!                                                                                                            

 قصد تشابه وتطبیق ندارم. اما از باب تلنگر به عزیزان جبهه پایداری  یاد آوری می کنم:"  مسیح را مسیحیان به صلیب نکشیدند"!

 باز نشرمطلبی نوشته شده توسط خادم جمهور مربوط به سال ۸۵ در دیدار دکتر با دانشجویان دانشگاه شریف که عده ای از دانشجوها عکس دکتر رو آتش زدند وشروع به فحاشی کردنداما خادم جمهور هیچگاه دستور اخراج آنها را صادر نکرد!!!

 

آزادي


در نشست دانشگاه اميركبير، وقتي جمعي كوچك در ميان اكثريتي مطلق در حضور رييس جمهور ، با آزادي كامل ، به رييس جمهور منتخب مردم توهين كردند و نمي ترسيدند ، احساس مسرت بخشي به من دست داد. ناخودآگاه به ياد شرايط دوران دانشجويي خود و 16 آذرهاي پيش از انقلاب افتادم كه چگونه در سالهاي سياه 54 تا 56 ، امكان تنفس سياسي و نقد حكومت سكولار مورد حمايت غرب در اين كشور نبود. هزينه اهانت به مقامات حكومت ، مرگ يا زندان و شكنجه بود و اينك شرايط بگونه اي است كه اقليتي محدود ، نظم جلسه اكثريت را با اهانت و حتي آتش زدن ، برهم مي زند اما اكثريت يعني دانشجويان واساتيد انقلابي، با تسامح و كرامت، تحمل مي كنند و دست به مقابله به مثل نمي زنند.
به عنوان دانشجوي سال 54 كه تجربه مكرر جنگ و گريز با پليس خشن شاه را از سر گذرانده و به ياد داشتم كه هزينه يك انتقاد كوچك به حاكميت ، چه سنگين بوده است ، ديروز وقتي شاهد چنين جلوه اي از آزادي بودم نه تنها بعنوان محمود احمدي نژاد، كمترين كدورت يا ناراحتي اي در قلب خويش نسبت به كسي احساس نكردم بلكه به عنوان خادم ملت و رئيس جمهور و مسئول مديريت سياسي كشور، به اين انقلاب عظيم آزاديبخش، باهمه وجود باليدم و خدا را شكر كردم.
اين افتخار ما را بس كه همه جا دولتها عليه مخالفانشان، اعمال ديكتاتوري مي كنند و در اين كشور، يك جمع چند نفره با خيال راحت، عليه دولت برخاسته از آراي قاطع ملت و عليه اكثريت، توامان اعمال ديكتاتوري مي كنند وتلاش مي كنند به جاي سخن گفتن و شنيدن در فضايي آرام و منطقي كه در شان دانشگاه و دانشگاهيان است، جلسه را متشنج كنند و در عين حال هيچ واهمه و نگراني اي ندارند.
اين آزادي، دستاورد خون برادران و خواهران شهيد ماست. آبرو و همه هستي ما فداي اين آزادي باد.

--------------------------------------------------------------------------

پ.ن:

http://farsi.khamenei.ir/yad-content?id=8749

نوشته شده توسط:رضا واعظی راد| مورخه :سه شنبه نهم اسفند 1390 | 16:23 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: |

تا انتها حضور.....من با افتخار رای می دهم

یکشنبه هفتم اسفند 1390
هرچند باتوجه به وضعیت تایید صلاحیت شدگان! والبته تایید صلاحیت نشدگان! از سوی شورای نگهبان. وحذف برخی از چهره های نزدیک به خادم جمهور دست انتخاب کوتاه شده است! اما هیچ توجیهی برای بایکوت کردن و رای ندادن وتنها گذاشتن امام امت والبته سلب حق خود واجازه وارد شدن حاکمان الیگارشی همیشگی!یا " قبیله نخبگان قدرت وثروت" و خود خوانده به مجلس را نداریم {همانها که برخلاف حکم امام امت به وقف غیر قانونی دانشگاه آزاد بر خلاف قانون. رای مثبت به نفع هزار فامیل دادند.همانها که جلوی تصویب قانون شفاف سازی منابع مالی کاندیدا های را گرفتند! وهمانها که مانع نظارت بر عملکرد نمایندگان مجلس شدند و...............}اگرچه منتخبان گفتمان جنبش عدالت خواهی اندک باشند! --والبته اینجا جای اسم بردن از قبیله قدرت وثروت نیست اما همه همسنگران  عدالت خواه هابیلی من می دانند به چه کسانی نباید رای دهند وانعکاس "دو.دو" آنها رادر روز بی حرمتی کردن به خادم جمهور  که میهمانشان بود را به گوشهای مهر شدشان خواهند رساند!! هرچند به تعداد انگشتان دو دست هم فرصت انتخاب برایمان نگذاشته باشند.

ولایت مداری یعنی مالک اشتر تا یک قدمی خیمه ی معاویه رفته باشد و دستور بیاورند که علی(ع) گفته برگرد."و حتی وقتی می داند این دستور در شرایط عادی نیست و امام وی تحت فشار است به خاطر مصلحت نظام اسلامی" برگردد . 

 می دانم در "واژه ی صبح"روز۱۳ اسفند" صبح"نخواهد شد!

اما" تا نبض خیس صبح"حضورخواهم داشت.

نوشته شده توسط:رضا واعظی راد| مورخه :یکشنبه هفتم اسفند 1390 | 14:56 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: |

استعمار نظام جهانی!!وجهان حیاتی انقلاب اسلامی."برخورد نزدیک"

سه شنبه چهارم بهمن 1390
رهیافتی جامعه شناختی بربحرانهای اقتصادی وفشارهای بین المللی بر جهان حیاتی انقلاب اسلامی ایران.

وضعیت مغشوش اقتصاد داخلی امروز ایران به شدت مصنوعی می نماید.نشان از جریان سازی وفشار اقتصادی جهت ایجاد نارضایتی درونی مردمی است! چراکه نوسانات بی معنای قیمت دلار در بازارهای داخلی خلاف جهت بازارهای جهانی!! وقیمت نامتناسب طلا در داخل با قیمت جهانی و منطقی!!حکایت از بحران سازی عمدی برای مقصودی خاص دارد! واین وضعیت را مضاف کنید به تهدیدات وتحریمهای خارجی نظام سلطه در آستانه انتخابات مجلس نهم جمهوری اسلامی .هر طور که به این کلاف بنگری نشان از بهم پیوستن نیروهای مسلط مخالف داخلی و نیروهای سلطه گر خارجی علیه دولت انقلابی وگفتمان انقلاب اسلامی ایران دارد.

از طرفی همیشه شنیده ایم غرب وبه ویژه آمریکاییها از استراتژی"اپورچونیستی" یا همان فرصت طلبانه در تعامل با دیگران به نفع  خویش استفاده کرده ومی کنند. وبا توجه به قراین وشواهد از یک دهه پیش مشخص شده بود اقتصاد سرمایه داری وپیش فرضهای ایدئولوژیک آن بر اثر تضادهای ذاتی که سالها با بزک وبتونه کاری حفظ شده بود درحال عیان شدن وفرو ریزی است. که این موضوع با زمینه سازی از طریق سینما ورسانه ونمایش پایان تاریخ قابل فهم تر میشود.

حالا سیستم سرمایه داری حاکم با همان استراتژی فرصت طلبانه ی تبدیل تهدید درونی به فرصت بیرونی اقدام به انتقال عملی--روانی تهدید به تنها بخش نا همساز با سیستم پوسیده نظام سرمایه داری جهانی یعنی:جمهوری اسلامی ایران کرده است.واین عملیات با توجه به نظریه انقلاب"نارضایتی درونی وفشار نظام بین المللی رقیب" و "ایجاد بحران مشروعیت"کلید خورده است.!!

از جهتی پس از شکست در پروژهای انقلاب رنگی.و روشهای جین شارپ وسوروس.......!!!!!و افتضاحات فتنه های۷۸و۸۸ظاهرا به نظریات ایجاد انقلاب بازگشته اند که شکل کلی ونمای بیرونی آن بر اساس نارضایتی و نابسامانی درونی گروههای مسلط مخالف (صنفهای و گروههای اقتصادی.اجنماعی.سیاسی و نخبه گانی داخلی)و فشاروتهدید ازبیرون توسط نیروهای بین المللی.(تحریم ولشکر کشیهای نمادین به خلیج فارس وعملیات روانی وایجاد بحرانهای اقتصادی.اجتماعی وسیاسی).!!!

و ایجاد"بحران مشروعیت" که بصورت خلاصه در سه محور پیگیری می کنند.!!!

مرحله اول:بحران در نظام اقتصادی که پیامد چنین بحرانی بحران عقلانیت{عقلانیت ابزاری.معطوف به سود وسود جویی} می شود .که پیامد آن:مرحله دوم: بحران در یکپارچگی که منجر به بحران مشروعیت می شود.که پیامد آن:مرحله سوم:تحران در نظام همبستگی که منجر به بحران در انگیزه خواهد شد.

و این چنین است که شیطان از راه بحران سازی قصد تخریب جهان حیاتی انقلاب اسلامی را دارد که تنها عقلانیت ذاتی موجود در جهان امروز است.

وسخنی با عده ای از همراهان وسیاستمداران ونیروهای انقلاب که در این وانفسا به توهم تصاحب غنایم در حال ترک تنگه احد انقلابند!!! وفکر می کنند موقعیت خوبی است برای کینه توزی علیه رییس جمهور. وچه فرصتی که همه مشکلات را ساده لوهانه به گردن خطا های دولت بیاندازیم!!!! در چنین وضعیتی اگر عاقلانه ومدبرانه وبراساس تعهد انقلابی اعمل نکنند.بعید نیست که دستاوردهای بدرو خیبر را هم فدای حسادت وکینه وطمع خود کنند.!!!!!!! از عبرتهای  احد و عاشورا درس بگیرد حضرات.!!!که پس از تجربه و عبرت عاشورا توبه توجیه ابلهانه ای بیش نیست!!!!!!

---------------------------------------------------------------------------

پی نوشت۱

۱-بحران عقلانیت(ابزاری):حاکمیت عقل ابزاری.سودجویی وسودمحوری را دامن می زند وعقل ابزاری را برجامعه حاکم می کند.که به شکافها وتضادهای شدید اقتصادی می انجامد.

۲-بحران مشروعیت:براثر حاکمیت شدیدعقل ابزاری بر جامعه و ازهم پاشیدگی نهادهای متولی یکپارچگی ونظم اجتماعی ناتوانی درمهار شکافها وتضادها دولت مشروعیت خود را ازدست داده وهرروز بی آبرو تر می شود.

۳-بحران انگیزه:که پس از ازهم گسیختگی همبستگی اجتماعی مردم انگیزه های حمایت وپایبندی به دولت راز دست می دهند.ومنجر به آمادگی زمینه ای برای بروز نارضایتی می شوند

 

نوشته شده توسط:رضا واعظی راد| مورخه :سه شنبه چهارم بهمن 1390 | 17:13 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: |

آی مدعی!"ما به صداقت احمدی نژاد رای داده ایم"! "تو بزن!تبر بزن"

سه شنبه بیست و هفتم دی 1390
این جرعه بصیرت را به نقد کسانی می گذارم که  با"تبر غرور و افراط" به جان تک درخت پرغرور  این روزهای انقلاب  که سرش دارد به خورشید می رسد افتاده اند. این سرو قد کشیده ای که پرندگان مهاجردر تاریخ برشاخه های آن پرهای خسته خود را به سایه می سپرندو چه مسافران درمانده از گرما وطوفان بیابان زمانه که پای ریشه آن سیراب  می شوندوگمگشتگانی که از  دل تاریخ خود را  به شاخه های آسمانی آن دخیل می بندند.این درختی که ریشه در اعماق تاریخ از آدم تا فرا تاریخ دارد وبا غرور وافتخار تن به تبر سپرده است آرمان تاریخی یک امت است.فریاد مستضعفین تاریخ است.اوج انقلابی منتظران امام عصر است. پس برادر.خواهر تو بزن!!تبر بزن!!! 

فرد را فدای خط!!!خط را فدای فرد!!!! برادران وخواهران محترم دیگر بس است. ظاهرا شما از اول هم اشتباهی به احمدی نژاد رای دادید!!
این را در جواب کسانی میگویم که دم از ولایت مداری می زنند!!نه حضرات!! متاسفانه خودتان را به آن راه زدید!!!شما ولایت مدار نیستید.ولایت در مدار خودتانید!!یعنی ولایت رو درمدار خودتان فرض کردید!!!
مگر چه چیز می خواستید از انقلاب! صدور انقلاب؟انسجام عمومی حول محور دیانت وامامت؟ایستادگی دربرابر ظلم؟راست قامت ماندن؟شور وشعور مذهبی؟
بله انقلاب که حتی تا عمق آمریکای لاتین یا داخل  آمریکا!!رفته  به همت تنها دولت واقعا انقلابی انقلاب(پس از دولت رجایی)!!! مگرنمایش انسجامی بزرگتر وعظیم تر از 9دی88 هم داشته ایم که امتی برای دفاع از انقلاب ودستاوردهای آن از سر شور وشعور با بصیرت علوی به دفاع از انقلاب وامام خویش بپا خیزند که به قول سردار قاسمی(اکثر اون جماعت اگه در روز عادی بود باید از سوی نیروهای"افراطی" تذکر در پوشش می گرفتند)!!!احمدی نژاد همه تهمتها وفحشها را خورد اما یک وجب از حق ملت نگذشت.احمدی نژاد گلوی خود وآبروی خود را چلوی شمشیرهای آخته زیاده طلبان قرار داد اما دریغ از یک امضا به نفع وطن فروشان روبه صفت علیه منافع ملی و اسلامی!!!!مگر غیر از این است که احمدی نژاد خود رافدای ولایت کرده که باید هم چنین می کرد. اصلا ما به احمدی نژاد رای ندادیم ما به صداقت احمدی تژاد رای داده ایم اگر غیر ازاین است بگویید!!کسانی که از سر عافیت دم از ولایت می زنند!! یا از سر دورویی!!واگر روزی عقل ناقص شان به این تبیجه برسد که آدم تابع منافعش است!!شهرداری و اموالش را!!مجلس و رای مردم را!! آبروی دولت ولایی و حتی حکم قانونی ولی جامعه را به "هیات امنای غیر قانونی دانشگاه آزاد"یا "مجمع تشخیص مصلحت بخشی از نظام"یا "نخست وزیر امام!""یا شیخ مدعی دارنده احکام از امام!!" یا هرجای دیگر می فروشند.!!!!!!حق ندارند به احمدی نژاد انگ ضد ولایی بودن بزنند(احمدی نژاد حتی اگر پس از 11 روز هم که شده بدون فشار یا تشکیل شورای فقهی!!!!همان کاری را می کند که رهنمون ولی فقیه زمانه اش است .هرچند آن موضوع مربوط به مساله امنیتی دانشمندان هسته ای باشدو ناتوانی در امنیت دانشمندان هسته ای و عدم پاسخگویی وزیر اطلاعات صرفا یک تعامل مدیریتی  باشدبین یک مدیر و امام جامعه نه امر حکومتی!!!)
این احمدی نژاد نیست که عوض شده شما عوض شدید. شدیدا هم عوض شدید.تبدیل شدید به یک افراظی تمامیت خواه!! اگرنه که احمدی نژاد از 27 تیر84 هم حرف و هم عملش مکتوب و مصور هست.احمدی نژاد همچنان پرچمدار عدالت خواهی و مستضعفین است. به تبعیت از پیر جماران و امام خامنه ای اما متاسفانه کسانی که با پرچم احمدی نژاد به ساحل عاقیت رسیده اند غرور و تمامیت خواهی شان آنهارا از دور وبر پرچم عدالت علوی  دورتر می کند و متاسفانه همینطور که دارند دور تر و دورتر می شوند درحالی که چشم بصیرتشان یسته شده یا د ارد تار و تار تر می شود وحتی قدرت جهت یابی شان را هم از دست داده اند "درحالی که دارند با شدت هرچه تمام تر وبا سر سقوط می کنند  ودر آمال و توهمات وافراط و تفریط خود فرو می روند.فکر میکنند!!وفقط فکر می کننند  پیش می روند "کدام قله کدام اوج. توهیچ گاه پیش نرفته ای تو فرو رفته ای"

نوشته شده توسط:رضا واعظی راد| مورخه :سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 | 13:51 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: |

دیالکتیک واقعیت "احمدی نژاد" .فناتیکهاو غرب پرستان

پنجشنبه بیست و دوم دی 1390
« حالا ما می دانیم که او یک عوام زده ( پوپولیست ) قدرت پرست و جاه طلب و خودخواه و بی رحم است که آزادی های مردمش را سرکوب می کند ... او جادوگری تازه کار است که دارد قدرت هایی را بیرون می کشد که نمی تواند کنترل کند. »۱

« او خطر یک جنگ عمومی بین ملّت های دنیا را بالا برد، کشور خودش را فقیر می کرد و آن را به همراه کشور های همسایه اش را در آستانۀ یک فاجعه هدایت کرد. ولی مردم کشورش هر کار که کرد دوست داشتند و هر بار که به خیابان آمد برای او هورا کشیدند ... او نماد میلیون ها نفر در داخل و خارج ایران شده بود و ذهن فناتیک آنها را شکل داده بود. آنها ترجیح می دادند کشور هایشان نابود شوند تا اینکه به روابطشان با غرب ادامه دهند. »۲

سالها پیش  مجله تایم این عبارات را درمورد مردی نوشت که امروز به عنوان نماد ملی شدن صنعت نفت می خوانندش.وی را مبارز نستوه و شهید را ه وطن خطابش می کنند. این جملات در خصوص دکتر محمد مصدق در روزنامه نیورک تایمز آن زمان است. از بد روزگار همین جملات است که در خصوص دکتر احمدی نژاد نیز رواج پیدا کرده. و جماعتی کنار  عکس مصدق می نشینند و با پز روشنفکری با همین جملات   علیه انقلاب و احمدی نژاد موضع می گیرند.امان از دیالکتیک واقعیت!!

۱-سرمقاله 15 اوت 1953(علیه دکترمصدق) روزنامه نیویورک تایمز .

۲- شماره اول مجله تایم  سال 19۵۲(علیه دکتر مصدق)

 

نوشته شده توسط:رضا واعظی راد| مورخه :پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 | 21:51 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: |