تخیّل جامعه شناختی/پرسش سوم: چگونگی خوانش نظریه
به روایت جناب استاد دکتر ابوالحسن تنهایی
جامعه شناسی رسمی وحرفه ای ،که به ویژه از آغاز مدرنیته ی میانی شروع شد، چه چیزی را موضوع مطالعات خویش قرار می دهد؟ آیا شیوه بررسی مطالعات جامعه شناختی علاوه بر به همراه داشتن شاخص علمی که الزامأ فرا رشته ای نیز هستند، شاخص های جامعه شناختی ومنحصر به این رشته را نیز داراست.
به نظر می رسد "دورکیم" آشکارا نخستین جامعه شناسی بود که مسائله بالا را یکی از مهمترین دغدعه های خویش و رشته جامعه شناسی به شمار آورد.اگرچه بطور ضمنی تمامی نظریه پردازان کلاسیک وبنیان گذاران به گونه ی خاص خود دارای چنین دغدغه ای بوده اند.اما "سی رایت میلز" جامعه شناس انتقادی و رادیکال آمریکایی در میانه قرن بیستم، نخستین جامعه شناسی بود که برای برخورد با این مسئله به ساخت یک مدل یا چارچوب با نام " تخیل جامعه شناختی" زد.
شرح "تخیل جامعه شناختی" میلز.
تخیل جامعه شناختی ترکیبی از دو اصطلاح مستقل است:1-تخیل 2-جامعه شناختی.
تخیل:در چشم انداز نظریِ اریک فروم به معنای نگاره پردازی یا تصویر سازی و به عنوان شاخصی از تفکر منطقی انسان سالم در کنار "خرد ورزی"و "عشق ورزی" است که مهم ترین ویژگی انسان سالم را بیان می کند.یعنی برنامه ریزی ونظم نظریِ برنامه ریزی شده در زندگی. این که ما با اطمینان در برنامه ریزی های زندگی دست به انجام اموری می زنیم که پیش از انجام آن تنها با مروری ذهنی از آنها قادر به هماهنگ کردن خود با آن هستیم.
تخیل علمی:یعنی تصویر سازی ونگریستن هر پدیده در درازای تاریخی آن ،در پهنای وسعت آن و در عمق ژرفای معنا شناختی آن. به همین دلیل تمام نظریه پردازان بنیان گذار در تمامی رشته های علمی یا فلسفی یا هنری وتمام ادیان یا مکاتب تربیتی که برنامه ای برای اصلاح وتربیت جوامع داشته اند.به ناگزیر چارچوبی از تخیل یا تصویری از نیازها، مشکلات، اهداف ،راه ها، ارزش ها و دیگر موارد را طراحی نموده اند."تخیل جامعه شناختی" نیز از سر همین نیازِ به ناگزیر تاریخی به درازای تاریخِ جامعه شناسی دارد.هرچند اصطلاح آن در نیمه قرن بیستم ساخته شده است.
تعریف و کارکرد:
"سی رایت میلز" معتقد بود که هر پدیده ی اجتماعی تنها وقتی قابل مطالعه است که که در رابطه با دیگر پدیده ها ودر حقیقت ،جامعیت بستر هر پدیده در گذشته، حال وآینده ،به ناگزیر در ارتباط با یکدیگر نگریسته شود.
"گورویچ" نیز همین ضرورت را در طرح مدل" تار و پودی جامعه شناسی" جستجو کرد.در این مدل یا چارچوب هر پدیده ای می تواند در هر سه زمان تاریخی(گذشته، حال و آینده) و در هر حالت نظم شناسی(خرد، کلان یا جهانی)دیده ومطالعه شود.
کارکرد" تخیل جامعه شناختی"
1-کارکرد جداسازی:جدا کردن جامعه شناسی از دیگر قلمرو علوم ومعرفت های بشری
2-کارکرد تعریف وتبیین موضوع مورد مطالعه جامعه شناسی
3-کارکرد برنامه ریزی وتعیین استراتژی مطالعت واقعیت اجتماعی.
نظرگیدنز:تخیل جامعه شناختی، نه تنها واقعیت های موجود ،که آینده را نیز می تواند به ما نشان دهد، که "در صورت تمایل ما وضع چگونه می تواند بشود" واین دانستن متخیلانه است که توان مقابله وپیروزی جامعه شناس و آدمی را برای ساخت سازی جامعه ای مطلوب تر ممکن می کند. این ویژگی، نشانه پیوندی است که نظریه ی ساخت سازی گیدنز را به چارچوب تحلیلی تخیل جامعه شناختی" میلز" نزدیک کی کند.
تخیل جامعه شناختی نظری:
مهم ترین موضوع در قلمرو جامعه شناسی نظری، واکاوی وبررسی مفاهیم، قضایا ،اصول ومبانی مفهومی ونظری در چارچوب های پارادایم ها ست.ونه واقعیت های بیرونی پارادیم هایی که واقعیت اجتماعی در آن ها تبیین می شوند.اما خود آنها اصول ومفاهیمی مجرد وانتزاعی هستند ونه نمونه عینیت واقعیت اجتماعی.
"جی"در اثرتحلیلی بسیار ارزشمند خود به نام "تخیل دیالکتیکی" مجموعه تفکرات وچشم اندازهای دیالکتیسین های نو مارکسیِ این حوزه را با اصطلاح "تخیل دیالکتیکی" که به معنای مجموعه های مفهومی ونظری دیالکتیکی به صورت های منطقی و منظم تصویر سازی شده معرفی می نماید ونه تخیل چارچوبی برای مطالعه واقعیت اجتماعی.همچنین پژوهشگرانِ دیگردر کتابهای خود اگرچه در فرایندی تاریخی با همین تاکید، توصیف وتحلیل کرده اند از جمله "گلدنر" در اثر ارزشمند خود "بحرانی شدن جامعه شناسی در غرب"و "باتامور ونیسبت" در اثر خود با نام "تحلیل جامعه شناختی" .
تعریف" تخیل جامعه شناختی نظری":چارچوبی که برای بررسی و واکاوی نظریه ها ،مکاتب ،پارادایم ها، مفاهیم، اصول وعناصر مربوط به آن هاست را باعنوان"تخیل جامعه شناختی نظری" می نامیم.
اصطلاح "تخیل جامعه شناختی" با الهام از سه نظریه یا طرح ساخته شده است.یک:طرح تخیل جامعه شناختی" میلز"
دوم:تخیل دیالکتیکی" جی" سوم:تعریف" بودن وبریکو" از نظریه به معنای پارادایمی آن.
کارکردهای تخیل جامعه شناختی نظری
1-جدا سازی:جدا کردن قلمرو پارادایم ها یا مکاتب نظریه ها در میدان جامعه شناسی.
2-کارکرد تعریف وتعیین موضوع مطالعاتی جامعه شناسی نظری:مثل بررسی اصول مفاهیم قضایا وقواعد نظری.
3-کارکرد برنامه ریزی وطراحی استراتژی مطالعات جامعه شناسی نظری:چگونگی مطالعه منظم پارادایم های نظری و مکتبی.
موضوع:1-انسان 2-جامعه 3- روابط متقابل انسان وجامعه
موضوع برنامه وساختار مطالعاتی در تخیل جامعه شناسی نظری:"گلدنر" مهمترین موضوع نظری که تفاوت حساس در میان چارچوب های نظری را ترسیم می کند به تعریف دو مفهوم "انسان" و "جامعه" محدود دانست. اما در ادامه ما این دومفهوم را با مفهوم "روابط متقابل انسان وجامعه" همراه می کنیم.زیرا فهم هر تعریفی از انسان یا جامعه در گرو فهم چگونگی رابطه ی میان این دو می باشد.
ساختار تخیل جامعه شناختی نظری:هر تخیل جامعه شناختی نظری از چهار قلمرو نظری یا چهار جستار نظری ومفهومی مستقل اما بهم مرتبط تشکیل می شود.
1-جستار هستی شناسی: که در معنای عام انسان شناختی تعریف سه مفهوم مکتبی(انسان جامعه و روابط متقابل انسان وجامعه) را به استناد اصول موضوعه ومفاهیم مسلم ومکتبی شرح می دهد.برای مثال هرنظریه پرداز اجتماعی قبل از پرداختن به مسایل اساسی جامعه شناسی نظم ،باید تعریفی روشن از سه مفهوم فوق ارائه کند.انسان :مثلا اینکه انسان دارای چگونه سرشت و طبیعتی است:"دیدگاه روسویی"که طبیعت وسرشت انسانی را پاک می داند وعیب و خرابی را از محیط وسازمانِ اجتماعی خراب وناسالم باید یافت.یا دیدگاه" هابز" که ذات بشر را شرور می شمرد و مهار وی را تنها به قفل وبست قانون وجامعه ی قدرتمند می داند.یا دیدگاه "جان لاک" که برای ذات بشر سرشت خاصی قایل نسیت ومعتقد است افعال وی ناشی از تنبیه وتشویق جامعه بر اوست.یا دیدگاه "اسپینوزا" که معتقد است رفتار آدمی بر اساس آگاهی او قابل تعریف است.جامعه: گروهی به اصالت جامعه معتقدند و عده ای دیگر تعیّین واحاطه ی آن را بر انسان مورد شک وتردید قرار می دهند. وگروهی دیگر به اصالت شخصیت ها باور دارند.ودر مورد رابطه متقابل انسان وجامعه: نیز دیدگاه ها متفاوت است برخی عین گرا، برخی ذهن گرا، و گروهی به تاثیر متقابل عین وذهن متمایل می شوند.
2-جستار روش شناشی:که در معنای عام انسان شناختی به اصول معنا شناسی وشناخت شناسی چارچوب های روش شناختی وبررسی تناسب منطقی آن با روش های پژوهش(که شامل رویکرد یا رسش ،طرح، فنون وطرح تحلیلی پژوهش می شود)می پردازد.
روش شناسی بر پایه های هستی شناسی در باره شناخت وفرایند پژوهش مسایل مربوط به مفاهیم انسان جامعه و روابط میان آنها چند سوال اساسی را مطرح وباز بینی می کند:
الف) آیا انسان به عنوان پدیده ای بیرونی یا عینی یعنی به معنای گونه ی آدمی در جوامع گوناگون قابل شناخت است؟ توجه:جستار اثباتی در این حوزه باقی می ماند.
ب) آیا جامعه در صورت بندی های مختلف آن قابل شناخت است یا نرخی از لایه های آن دست نیافتنی هستند؟ توجه:تفاوت اساسی پدیدار شناسی اثباتی درنحوه پاسخ به این سوال مشحص می شود.
ج)علل شناخته نشدن با دیرشناسی لایه های احتمالی در باب انسان یا جامعه چیست؟ توجه:تفاوت دیالکتیک گرایان و پدیدار شناسان.
د) آیا ذهن انسان در معنای انسان شناخبی آن قادر به شناخت ناقص یا کامل تر نیست؟
ه) آیا ابزار شناخت آدمی ناقص است؟
و)آیا روابط متقابل میان انسان وجامعه تا چه اندازه قابل تشخیص است واندازه گیری است؟
هریک از مکاتب جامعه شناسی در چارچوب های روش شناختی خود به پرسش های فوق پاسخ های خاص می دهند.
3-جستار ایستا شناسی:در معنای عام جامعه شناختی تغییرات هر پدیده را در گستره نظم شناسی آن بررسی می کند.مثلا انسان را به عنوان عضوی از یک طبقه یا یک گروه یا به نسبت در یک پایگاه بودن مورد مطالعه می توان قرار داد.جامعه را نه به عنوان مفهومی آن بلکه به عنوان واقعیتی این جایی یا آن جایی ،اکنونی و در نهاد یا سازمانی خاص مورد مطالعه قرار می دهند.به همین شیوه روابط بین انسان وجامعه در موقعیت های خاصی همچون موقعیت های گروهی نهادی یا سازمانی به کرسی واکاوی و وارسی نشانیده می شوند.
4-جستار پویایی شناسی:موضوع اصلی در پویا شناسی اجتماعی، ضمن قبول برخورداری وقایع و پدیده های اجتماعی از سکون وثباتی نسبی عبارت از بررسی مسایل اساسی جامعه شناسی تغییرات وتحولات اجتماعی است.معمولا مطالعه پویا شناسی اجتماعی در هر نظریه یا مکتبی ناگزیز از پاسخ گویی به شش پرسش حساس و اساسی است:
الف)چرایی پویا یی: پژوهشگر در پی شناخت علل موجده ی تغییر تحول و حرکت اجتماعی است . مثلا: کنت:علل پویایی وتحولات اجتماعی -------> رشد ذهن وهوش آدمی
ب)فرجام پویایی:سوی گیری های آتی تاریخی جامعه مثلا: کنت : فرجام نهایی جامعه -----------> دوران انسان کرایی اثباتی مارکس: فرجام نهایی تاریخ ---------------> گذار از جامعه اشتراکی نهایی
ج) فرایند پویایی: تلالش در ترسیم مسیر و را ه رشد جامعه
د) موانع پویایی: موانع وسد های باز دارنده در راه تکامل کدام هستند وبه شیوه ای عمل می کنند.
ه) شدت پویایی: بررسی انگیزه های ایجاد سبقت وسرعت وعناصر تغییرات وتوسعه اجتماعی به نسبت هر نظام اجتماعی.
و) سازوکار پویایی: بررسی اسباب وابزار پویایی در سیمایی فرایندی.
تذکر مجدد این نکته لازم است که تفکیک تحلیل جامعه شناختی به دو شاخه ی ایستایی شناختی و پویایی شناختی تنها به منظور به زیر مطالعه در آوردن واقعیت در تخیل جامعه شناختی نظرات است وگرنه واقعیت تنها در همان شکل واقعی آن قابل مطالعه است.